کسب افتخاری دیگر بر فراز گاشربروم ۲
بنا بر گزارش دریافتی ؛ تیم های هیئت کوه نوردی و صعودهای ورزشی استان تهران و شهرستان سراب ، مقارن با سالروز مبعث پیامبر نور و رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) ؛ حوالی ظهر دیروز موفق شدند ، بر فراز قله ی ۸۰۳۵ متری گاشربروم ۲ از سلسله جبال هیمالیا ایستاده و پرچم مقدس کشورمان را بر فراز سیزدهمین قله ی مرتفع دنیا به اهتزاز در آورند .
گفتنی است: اعضای صعود کننده در سلامت کامل به کمپ ۳ بازگشته اند .
خاطر نشان می شود : این دومین بار است که تیم های ایرانی موفق به صعود این قله شدند ؛ سال ۱۳۷۶ برای اولین بار تیم ملی کشورمان بر فراز این قله ایستاد . ضمن این که زنده یاد "مهدی اعتماد فر" نیز در سال ۸۶ برای صعود به این قله تلاش ارزنده ای داشت .
اضافه می شود: گزارش های دریافتی حاکیست ؛ دو کوه نورد گرگانی که به صورت مستقل برای صعود یه این قله تلاش داشته اند ، متأسفانه موفق به صعود قله نشده اند و به کمپ های پائین تر بازگشته اند .
تبریک صمیمانه به یکایک اعضای این تیم ها ، خانواده های محترمشان
و جامعه ی کوه نوردی کشور

راب هال (Rob Hall) کوهنورد مشهور نیوزیلندی (۱۹۶۱ – ۱۹۹۶) است که بسیاری او را با فاجعه سال ۱۹۹۶ اورست که منجر به مرگ ۸ کوهنورد شد میشناسند. او در دهه ۹۰ با تواناییهای خارقالعاده خود به اوج شهرت در کوهنوردی رسید. ۵ بار فتح اورست در طول ۷ سال، فتح ۷ قله بزرگ قارههای مختلف (Seven Summits) در ۷ ماه برای اولین بار و… راب را به عنوان یکی از اسطورههای کوهنوردی مطرح کرد.
سال ۱۹۹۰
راب در ۱۹۸۸ با گری بال (Gary Ball) آشنا شد. راب و گری در سالهای بعد به اتفاق هم کوهنوردی میکردند. آنها در سال ۹۰ به قصد فتح ۷ قله مرتفع قارهها (Seven Summits) کار خود را با فتح اورست در می ۱۹۹۰ آغاز و با فتح وینسن مسیف در دسامبر ۱۹۹۰ تنها چند ساعت پیش از پایان زمان ۷ ماهه به پایان بردند. در واقع سال ۹۰ نقطهی عطفی در زندگی هال بود. او برای اولین بار اورست را فتح کرد و در جریان آن با همسر آیندهاش جان آرنولد (Jan Arnold) آشنا شد. جان یک دکتر است و در آن زمان در یک کلینیک پایینتر از کمپ اصلی کار میکرد. راب پس از صعود موفقیتآمیز، به کلینیک رسید و از جان دعوت کرد که با هم به قله مککینلی صعود کنند. آنها چند سال بعد با هم ازدواج کردند.
در سالهای بعد جان به عنوان پزشک تیم در فتح اورست راب را همراهی میکرد. در فاجعه سال ۹۶ نیز قرار بود که همراه او باشد ولی در آن زمان ۷ ماه از بارداریش میگذشت و نمیتوانست به کوه برود.
تجارت کوهنوردی
پس از موفقیت های سال ۹۰، راب و گری به این نتیجه رسیدند که برای نگه داشتن اسپانسرها هر صعودی باید به شکل ریسکی و خطرناک انجام شود و این ممکن است برای آنها حادثه بیافریند.
راب و گری کوهنوردی حرفهای را ترک کرده و به رؤیای خود، یعنی تأسیس یک شرکت برای بردن مشتریان به قلههای مرتفع دنیا جامهی عمل پوشاندند. شرکت آنها در سال ۱۹۹۲ تأسیس و به زودی مشهور شد. آنها در سال اول ده مشتری داشتند که شش نفر آنها موفق به فتح قله شدند. در سال ۱۹۹۳راب و گری بار دیگر گروهی از مشتریان را با موفقیت به قله اورست رساندند ولی در جریان صعود گری دچار خونریزی از سینوزهایش شد و نتوانس قله را فتح کند. خونریزی سینوزهای گری مقدمه اتفاقی بود که چند ماه بعد رخ داد. در ماه اکتبر گری در جریان فتح قله Dhaulagiri در نپال به دلیل التهاب ریوی درگذشت. راب جسد او را در گودالی در ارتفاع ۶۰۰۰ متری دفن کرد.
پس از آن راب کسب و کاری را که آغاز کرده بودند به تنهایی ادامه داد. تا سال ۱۹۹۶ او ۳۹ نفر را در فتح موفقیتآمیز اورست همراهی کرده و خود بیش از هر کوهنورد دیگری غیر از شرپاها (راهنماهای بومی نپال) اورست را فتح کرده بود. با اعتباری که برای خود و شرکتش کسب کرده بود هزینهای چند برابر شرکتهای دیگر برای رساندن کوهنوردان به اورست دریافت میکرد (۶۵۰۰۰ دلار آمریکا). شهرت او در صعودهای مطمئن و ایمن علاقمندان را از سراسر دنیا جذب میکرد.
صعود سال ۱۹۹۶
در سال ۱۹۹۶ شرکت او با ۸ کوهنورد و ۳ راهنما (شامل خود راب) راهی اورست شد. کمی پس از نیمه شب ۱۰ می ۱۹۹۶، آنها به همراه تیم مشابهی از شرکت مانتین مدنس و کوهنوردانی از تایوان و هند، کمپ ۴ (آخرین کمپ مسیر جنوبی قله) را به قصد فتح اورست ترک کردند.
صعود آنها به زودی با تأخیرهایی همراه شد. زمانی که کوهنوردان به پلکان هیلاری (دیواره سنگی نزدیک قله اورست) رسیدند، متوجه شدند که نصب طنابهای لازم برای صعود بر خلاف انتظار از پیش انجام نشده است. کوهنوردان مجبور شدند حدود یک ساعت منتظر نصب طنابها توسط راهنماها بمانند. ۳۳ کوهنورد میبایست در یک روز به قله صعود میکردند و راب از کوهنوردان خواسته بود که با فاصله ۱۵۰ متری از یکدیگر حرکت کنند. تعداد زیاد صعود کنندگان باعث ایجاد ازدحام در پلکان هیلاری شد به طوری که بیشتر کوهنوردان نتوانستند پیش از ساعت ۲ بعد از ظهر به قله برسند. این ساعت به عنوان آخرین زمان امن برای فتح قله است. کوهنوردانی که پس از آن زمان قله را فتح میکردند ممکن بود نتوانند پیش از فرا رسیدن شب و سردی هوا به کمپ ۴ بازگردند. خود راب در ساعت ۲:۲۵ به قله رسید. "پنجمین صعود او به اورست." در این زمان، داگ هانسن، یکی از از کوهنوردان شرکت راب هنوز در حال صعود به سمت قله بود.
طوفان بر بام دنیا
حدود ساعت ۳ چند نفر از شرپاهای شرکت راب شروع به پایین آمدن از قله کردند. آنها در مسیر خود به داگ هانسن برخوردند و از او خواستند که با آنها پایین بیاید ولی هانسن مخالفت کرد. راب در مسیر بازگشت به آنها رسید و از آنها خواست تا برای کمک به سایر کوهنوردان پایین بروند و خود برای کمک به داگ هانسن که با اتمام ذخیره کپسول اکسیژنش دچار مشکل شده بود ماند. در ساعت ۵ بعد از ظهر کولاکی از سمت جنوب غربی اورست آغاز و موجب کاهش دید و ناپیدا شدن مسیر بازگشت به کمپ ۴ شد. کمی پس از آن راب با بیسیم درخواست کمک کرد و گفت که داگ هانسن بیهوش شده اما هنوز زنده است. چند بار از او خواسته شد که هانسن را رها کند و به تنهایی پایین بیاید اما راب هر بار مخالفت کرد. در ساعت ۵:۳۰ اندی هریس، یکی از راهنماها با کپسول اکسیژن و آب به سمت پلکان هیلاری حرکت کرد. شدت طوفان آنها را مجبور کرد که شب را در کوه بگذرانند. در بادی که با سرعت بسیار زیاد میوزید و در هوایی به سردی ۱۰۰ درجه سانتیگراد زیر صفر.
ساعت ۴:۴۳ صبح روز بعد راب با کمپ تماس گرفت و گفت که هریس به آنها رسیده ولی هانسن در طول شب در اثر سرما مرده و هریس هم گم شده است.
شرایط بد هوا رسیدن به بالای پلکان هیلاری را غیر ممکن کرده بود و تلاشهای کوهنوردان برای نجات راب به دلیل شرایط بد هوا بیتنیجه ماند. در این شرایط شیر کپسول اکسیژن راب یخ زد و او قادر به استفاده از کپسول اکسیژن نبود. ساعت ۹ صبح راب در تماسش با کمپ گفت که مشکل کپسول اکسیژن را حل کرده ولی پس از سپری کردن شب در کولاک شدید دستها و پاهایش یخ زدهاند و نمیتواند خود را به مسیر طنابها برساند.
آخرین تماس
در بعد از ظهر او دوباره با کمپ تماس گرفت و از آنها خواست که ارتباط او را با همسرش جان آرنولد از طریق تلفن ماهوارهای برقرار کنند. او در حالی که کلمات را به زحمت بر زبان میآورد، برای آخرین بار با همسرش در نیوزیلند صحبت کرد:
- سلام عزیزم. امیدوارم الآن توی رختخواب راحت و گرم خوابیده باشی. حالت چطوره؟
- نمیدونی چقدر دارم به تو فکر میکنم.
- بهتر از اونی که فکر میکردم به نظر میرسی. عزیزم جات گرم هست؟ با در نظر گرفتن ارتفاعی که توش هستم، من تقریباً راحتم.
- پاهات چطورن؟
- چکمههامو در نیاوردم تا ببینم. ولی حدس میزنم که کمی دچار یخزدگی شده باشه.
- من منتظرم تا برگردی خونه و کاملاً خوبت کنم. من فقط میدونم تو نجات پیدا میکنی. فکر نکن اونجا تنها هستی. من تمام انرژی مثبتم را برات میفرستم.
- دوستت دارم. عزیزم خوب بخواب. لطفاً زیاد نگران نباش.
تلاشهای بعدی برای برقراری تماس با راب در آن شب و فردای آن بدون پاسخ ماند.

… و پایان داستان
دوازده روز بعد، کوهنوردانی که در حال صعود به قله بودند جسد راب هال را در حالی که در یک گودال یخی کم عمق به سمت راست تکیه داده و بدنش را لایه نازکی از برف پوشانده بود پیدا کردند.
سارا هال فرزند راب دو ماه بعد متولد شد. همسر راب شرکت او را به Guy Cotter فروخت.
حادثهی سال ۹۶ منجر به مرگ ۸ کوهنورد شد. جان کراکاور، نویسندهی آمریکایی که در گروه راب حضور داشت و از فاجعه جان سالم به در برد در مورد حوادث آن صعود کتابی به نام "Into Thin Air" نوشت. او در کتابش به شرح حوادث و علل وقوع اشاره میکند. کراکاور تأکید میکند که علت اصلی مرگ راب این بود که حاضر نشد هانسن را رها کرده و قبل از به وجود آمدن شرایط نامساعد به کمپ برگردد.
منبع : برگ
تكرار حادثه تلخ در نانگاپاربات ![]()
صعودبه قله نانگاپاربات در پنچشنبه 18 تير با مرگ دو كوهنورد همراه شد . كوهنورد اتريشي بنام ولف در چند متري قله بر اثر وزش باد ناپديد گرديد ، و جستجو براي يافتن وي تا بحال نتيجه نداده است . اين اتفاق روز جمعه 19 تيرحدود ساعت 7 و 8 عصر رخ داد . همچنين كوهنورد كره اي بنام خانم گومي يانگ قرباني ديگر اين كوه سرسخت مي باشد وي ساعت 10 شب جمعه موفق به فتح قله مي شود اما بدليل شرايط بدي كه داشته نفرات كمپ 4 به كمك او رفته و او را پايين مي آورند . روز شنبه قدري حال او بهبود يافته و بسمت كمپ هاي پايين تر حركت مي كنند . در حين پايين آمدن به سمت كمپ 2 بدليل سر خوردن سقوط مي كند . امروز يكشنبه 21 تيرساعت 11 صبح دو هلي كوپتر پس از كشت زني كامل محل سقوط را شناسايي و فردا براي انتقال جنازه اين كوهنورد در صورت مساعد بودن هوا اقدام خواهد شد .
همچنين در مورد اوضاع بيس كمپ نانگاپاربات بعد از اين حادثه عنوان مي شود كه سرپرست و اعضاء تيم كره ماتم زده بوده و در فقدان همنورد خود بسيار متاثر هستند و هيچ اثر و نشاني از شادي فتح قله ديده نمي شود . و سنگيني اين ضايعه در وجود آنها احساس مي شود . و در مورد سرعت عمل تيم كره در استفاده از هلي كوپتر و جديت براي جستجو عنوان گرديد كه به محض بروز حادثه اقدامات لازم در زمان كوتاهي انجام پذيرفته است .
جو گارسيا ، محمد امين و محمد علي از تيم جستجو نفرات اولي بودند كه به قله رسيدند .
خبر ديگر اينكه تيم بين المللي موفق به گشودن يك مسير جديد و فتح قله شد.
می توانید این خبرها را در www.mounteverest.net بخوانید
هميشه خوب ها بيشتر مورد ضرر و زيان قرار مي گيرند شما به دماوند چكار داريد بگذاريد طبيعت چه شكلي داشته همان گونه باقي بماند به خدا اسفالت كردن هفت كيلومتر از راه گوسفندسرا غير ضروريست و اين عمل غير قابل جبران است چرا كار را به بهانه جذب گردشگر انجام مي دهيد .
متن اعتراض فدراسيون به مراجع ذيصلاح را در اينجا ببينيد
اطلاعات کامل همراه با عکس و نکات لازم متعاقبا اعلام خواهد شد .
این گرد و خاک مانند دیگر پدیده ها همچون باران برایمان عادی شده

|
آويشن كوهي يكي از گياهان زيبا و معطر است كه در اكثر مناطق معتدله رويش دارد. نمونه اهلي اين گياه آويشن شيرازي است كه بصورت كشت داده شده مورد بهره برداري قرار مي گيرد و در شيراز كشت مي شود. |

خبرهای رسیده از تیم قاجر قروه در هشتم تیر : طبق مكالمه ي تلفني با بيس كمپ نانگاپاربات شهرام نعمتي ديشب را در كمپ 2 سپري نموده است و امروز ساعت 13 به بيس كمپ رسيد . بنابر گزارش هواشناسي هوا تا چند روز آينده نامساعد مي باشد و امكان صعود وجود ندارد . بنابراين گزارش شهرام نعمتي 250 متر از مسير كمپ 2 به 3 را نيز كه قبلا توسط جو گارسيا ثابت گذاري شده بود را طي كرده است اما بدليل هواي بد از ادامه انصراف داد . ضمنا كوهنوردان كليه تيم هاي خارجي حاضر در نانگاپاربات در بيس كمپ به سر مي برند.

به گزارش هیئت کوهنوردی استان تهران :
دوشنبه 8 تير 88 (29 ژوئن 2009)
تيم ظهر دوشنبه به کمپ اصلی گاشربروم دو رسید، ارتفاع کمپ 5150 متر می باشد، شرایط آب و هوا نسبتا خوب است. اعضاء تیم در وضعیتی خوبی قرار دارند و پس از برقراری چادرها به استراحت مشغولند، هم اکنون 8 تیم کوهنوردی در منطقه حضور دارند. تیم شهرستان سراب نیز در کمپ اصلی مستقر شده است
نفرات شركت كننده : عدنان مطاع پور- مسعود طرطوسي – زانيار هژبري – رحمان قادري – عبدالله حكيمي – ادهم بهرامي – علي دشتي – سعدي غيوز – ناصر دلاور – فواد احمد – علي شادكام – جهانگير رشيدي
مدت برنامه : دو روزه – پنج شنبه و جمعه 4 و 5 /4 /88
گزارش :
با توجه به برنامه ها قرار بر اين بود اين هفته را كوه تخت سان در اورامان تخت صعود كنيم و علاوه بر آن از اين سرزمين كهن ديدني كنيم اما به علت گرم شدن هوا از صعود به تخت سان منصرف شديم مي شود گفت آن منطقه نسبت به منطقه سلطان اخزرتون گرمتر است در ضمن آب هم ندارد .
بنابراين قرار شد به همسايه كوه چهل چشمه (سلطان اخزرتون ) صعود كنيم راه رسيدن به هر دو كوه يكي مي باشد با تفاوت آن كه يك ساعت زودتر به سلطان مي رسيم از نظر ارتفاع هم فرق زيادي با هم ندارند سلطان در حدود 3100 متري مي باشد جي پي اس را فراموش كرديم كه ارتفاعش را بسنجيم .
ساعت 2 بعد اظهر روز پنج شنبه در جاي هميشگي چهار راه اصلي حاضر شدم 4 نفر ديگر هم از دوستان آنجا بودند و قرار بود كه ساعت 2:30 ده نفر از دوستان به طرف منطقه حركت كنيم با رسيدن به دوستان فهميدم كه آقاي طرطوسي و قادري هم به جمع ما پيوسته اند كه خيلي خوشحال شدم مثل هميشه با تاخير ساعت 3 بعد اظهر حركت كرديم براي رسيدن به منطقه چهل چشمه و سلطان بايد نيمي از راه جاده مريوان – سقز را طي كنيم .
در انتهاي شهر هم به سفارش بعضي از دوستان دو هندوانه بزرگ را خريداري كرديم و راه خود را به طرف آخرين روستا يعني روستاي گوگجه پيش گرفتيم هوا خيلي گرم بود و در آسمان هم ابرهاي زيادي ديده مي شد كه گرمي هوا بيشتر مربوط به اين است . در حدود 12 كيلومتري شهر به كوه قارآوا در كنار پل تاريخي گاران رسيديم كوهي كه اكثرا تمرين را در آنجا مي گذرانيم بعد از اين كوه پيج هاي جاده شروع مي شود . با نگاه كردن مناظر ديدني همراه با جنگلهاي انبوه بلوط خستگي جاده را احساس نمي كرديم .
در شهر چناره از ماشين پياده شديم و تنقلات و نوشيدني خريداري كرديم بعد از شهر چناره به سد مخزنی گاران رسيديم كه هنوز قابل بهره برداري نيست حدودا 6 الي 7 كيلومتر بعد از سد به كوهي رسيديم كه معدن سنگ سد گاران بود خيلي منظره زيبايي داشت تقريبا سنگ نيمي از كوه را برداشت كرده بودند

هر چه ارتفاع جاده بيشتر مي شود هوا معتدل تر مي شود به طوريكه منطقه كاني كون بيشترين ارتفاع جاده را دارد و در آنجا هوا خيلي معتدل است . به روستاي قمچيان مي رسيم بعد از 4 الي 5 كيلومتر از اين روستا بايد راه خود را از يك جاده خاكي به طرف سلطان ادامه دهيم به طوريكه در حوالي روستاي گوگجه از راه چهل چشمه به طرف سلطان منحرف مي شويم جاده صعب العبور است وبهترين ماشين براي عبور از آن تويوتا مي باشد .
ما هم با تويوتاي خود تا آخر جاده رفتيم تا در كنار يك آب زيبا و زمين سبزتصميم به شب ماني گرفتيم . ساعت 6 بعداظهر بود همه دوستان هر يك مشغول كاري شديم تا كمپ و شام را آماده كنيم محل كمپ بسيار جذاب بود چون آب چشمه هاي بالا از كنار مان عبور مي كرد و منطقه به واسطه اين آب بسيار سرسبز بود با برپا كردن چادرهاي سه و دو نفره محل كمپ دو چندان زيبا شد . آقاي دلاور هم با آن زيركي خود در اطراف كمپ گياه هه زبي ( آويشن كوهي ) را پيدا كرد و به هر كدام يك استكان چاي از آويشن كوهي به ما داد كه لذت آن هنوز در بيخ دندان است .
ساعت 9 بود همه شام را صرف كرديم بعد از شام در كنار همديگر نشستيم وحرفهاي آقا سعدي خنده را بر روي لب ها مي آورد . شب خيلي آرامي بود آسمان بدون ابر بود و بوسيله ستاره ها مزين شده بود طوري كه من و آقاي طرطوسي آخر از همه به چادر ها رفتيم .

صبح ساعت 5:30 با صداي آقا سعدي از خواب بيدار شديم صبح سردي بود و شبنم هم روي زمين ديده مي شد صبحانه را به اتفاق همديگر صرف كرديم . 2 نفر از دوستان چون هفته قبل به قله صعود كرده بودند از همراهي با ما انصراف دادند و 4 نفر ديگر هم تصميم گرفتند كه از جبهه غربي صعود كنند و ما هم 6 نفر از كنار چشمه هاي آب يعني جبهه شمال غربي صعود مي كنيم . ساعت 6:15 بدون كوله پشتي آماده حركت شديم فقط كمي شكلات و تنقلات را با خود مي بريم آب هم لازم نداريم چون درمسير ما تا 300 متري مانده به قله چشمه هاي آب وجود دارد و مسير طوري است كه از كنار چشمه ها عبور مي كنيم البته چشمه نه ، رودخانه هاي كوچك .
هر چه به طرف بالا مي رويم پوشش گياهي سبزتر و تازه رويش مي بينيم بطوريكه گياه موسوم به كما و لو تا نزديك آرنج دستمان مي آيد و گلهاي زرد آنان منظره را دو چندان زيبا كرده است و نگاه كردن به اين طبيعت آدمي را به وجد مي آورد دو نفر از دوستان دونده كه در اين صعود با ما همراه هستند از زيبايي هاي طبيعت سلطان به شگفت آمده اند .
قسمت هاي اول شيب كمي داشت ولي در قسمت هاي دوم شيب تندتر مي شود طوريكه در قسمتي بايد از شيبي حدود 70 درجه گذر كنيم . كوههاي چهل چشمه اين يار هميشگي نمايان مي شود و مدت اندكي آن را نگاه مي كنيم .

در قسمت آخر كه 300 الي 400 متري به قله مانده يك چشمه زيبا وجود دارد كه در كنار آن پياز هاي كوهي ديده مي شود پياز هايي كه گل كرده است در اينجا كمي استراحت مي كنيم و آب مي نوشيم و بعد از گرفتن عكسهاي يادگاري به طرف قله حركت مي كنيم در راه پاياني شيبي حدود 60 درجه وجود دارد به بالاي قله مي رسيم ساعت 7:55صبح است يعني يك ساعت و چهل دقيقه به قله رسيديم هر چند كه انتظار داشتيم يك ساعت و نيم به بالا برسيم اما بسيار تند هم آمديم . در اين بالا چهل چشمه به خوبي نمايان است در طرف جنوب غربي هم سلطان احمد به خوبي ديده مي شد آخرين كوههاي كه ديده مي شد قه له برد و كره ميانه بود هوا يك كم مه و گرد و خاك داشت به همين دليل كوههاي اورامان و شاهو قابل رويت نبود شهر مريوان هم به سختي ديده مي شد . 4 نفر ديگر هم كه از جبهه غربي صعود مي كردند قابل ديدن بودند آن مسير نسبت به مسير جبهه شمال غربي دورتر است . بعد ازخوردن قله چره ( بر گرفته از شب چره - در بالاي قله روي زبان بچه ها بود كه در اين صعود شامل تنقلات و بيسكويت بود ) به طرف پايين حركت كرديم .
پايين آمدن را بسيار به كندي ادامه مي داديم بطوريكه 2:30 طول كشيد تا به محل كمپ رسيديم . با رسيدن به كمپ با چاي از طرف دو دوست باقيمانده در كمپ پذيرايي شديم . بعد از يك ساعت ونيم دوستان ديگر از قله برگشتند و به جمع ما ملحق شدند .
نهار را آقاي طرطوسي و قادري زحمتش را كشيدند كه واقعا خوشمزه بود . ساعت 4 بعداظهر سوار بر ماشين شده و به طرف مريوان راه افتاديم




پیاده روی دشمن پوکی استخوان
ورزش به تراکم استخوان ها می افزاید، از پوکی آنها پیشگیری می کند و مقاومت اسکلت بدن در برابر شکستگی ها را بالا می برد. تمام انواع ورزش ها این خاصیت را دارند، اما بهترین حالت ورزش هایی هستند که تمام اندام در آن درگیر است.
نتایج یک بررسی جدید، بار دیگر نشان داد پیاده روی از پوکی استخوان جلوگیری می کند. ورزش، خواه راه رفتن یا بسکتبال و فوتبال، ساختار استخوان را متراکم می کند. بافت متراکم تر در برابر پوکی استخوان مقاوم است و به راحتی نمی شکند.
بر اساس نتایج یک تحقیق از مردان بالغ، برای رسیدن به چنین ساختار استخوانی ، پیاده روی مداوم بسیار مفید است. شرکت کنندگان در این تحقیق از ۱۹ تا ۴۵ سال بودند و پیاده روی دوچرخه سواری یا ورزش های قدرتی مداوم می کردند. تمام این ورزش ها تراکم استخوانی ستون فقرات را بالا می برند، اما تحقیقات نشان داد تراکم استخوان های ستون فقرات در کسانی که پیاده روی می کنند یا می دوند، به طور ویژه یی بالاست. به گفته یکی از محققان دانشگاه میسوری کلمبیا، در ورزش های قدرتی تنها تراکم استخوانی آن بخش هایی از اسکلت بدن افزایش می یابد که در معرض فشار حاصل از ورزش قرار دارند. به عنوان مثال، ورزش قدرتی برای تقویت بالاتنه نمی تواند تراکم استخوان های ران را بالا ببرد.
به گفته محققان، بهترین حالت، ورزش های چندوجهی و مداوم هستند که از آن جمله می توان به فوتبال، بسکتبال و والیبال اشاره کرد. منظور از ورزش چندوجهی، تمرین ها و تحرکاتی است که بخش های مختلف بدن در آن درگیر هستند.
تراکم توده استخوانی هر فرد معمولاً در ۳۰ تا ۳۵ سالگی به بیشترین میزان خود می رسد. پس از این سن، کاهش توده استخوان به صورت یک روند طبیعی و همسو با پیری آغاز می شود. پوکی استخوان یک بیماری شایع متابولیک استخوان است که در آن کاهش عمومی و شدید در توده استخوانی (پوک شدن استخوان) به وجود می آید. در این بیماری، عناصر تشکیل دهنده استخوان از نظر کیفیت تغییر نمی کند، ولی از نظر کمیت کاهش می یابد. پوکی استخوان وقتی بروز می کند که کاهش توده استخوان بیش از حد سریع باشد. این بیماری در میان زنان شایع تر است. احتمال بروز پوکی استخوان با افزایش سن بیشتر می شود.
کاهش فعالیت، کمبود مواد پروتئینی، کلسیم و ویتامین D در رژیم غذایی، سابقه خانوادگی، مصرف دخانیات و کافئین زیاد از عوامل تسریع کننده پوکی استخوان هستند. در زنان همچنین کاهش هورمون استروژن که با یائسگی آغاز می شود، از تراکم توده استخوان می کاهد
منبع : سايت پزشكان ايران