روستای دیدنی هجیج ( چون ما شب به هجیج و آب بل رسیدیم و صبح زود هم که هوا تاریک بود حرکت کردیم لذا این دو عکس مربوط به این برنامه نیست و آنرا از گوگل ارث گرفتم ) ----------->

چشمه آب معدنی بل که به رودخانه سیروان می ریزد-------------->

بعداظهر روز پنج شنبه 23/7 همه دوستان در كنار در ورودي استاديوم ورزشي زاگرس سوار بر ميني بوس تربيت بدني شده و به طرف مقصد به راه افتاديم بعد از يك ساعت و نيم به روستاي زيباي " كماله " رسيديم چون از اين به بعد جاده خاكي و صعب العبور است لذا از ماشين تربيت بدني پياده مي شويم و با تويوتاهاي مخصوص آن جاده راه را به طرف چشمه بل ادامه مي دهيم يادم نره كه چشمه بل در بين روستاي " ناو " و روستاي " هجيح " قرار دارد .بعد از كماله به روستاي تاريخي و بسيار زيباي " اورامان تخت" مي رسيم كه در اينجا پيرمردي خوش صحبت تا روستاي" ناو" با ما همراه مي شود پيرمردي با اسم حاجي يحيي كه سنش از 80 سال گذشته اما هنوز شعله اي از آتش حافظه اش فروزان است با توجه به آنكه هيج سوادي ندارد اما چنان شعر هايي از سعدي و مولوي و شاعرهاي كرد برايمان نقل مي كند كه همه ما را بهت زده كرده است . بعد از روستاي" اورامان تخت" به سرازيري هايي مي رسيم كه به صورت مارپيچ به روستاي "بلبر" مي رسد روستاي" بلبر" در زير دستمان منظره ي بسيار نابي را به وجود آورده ا ست بعد از پيچ هاي پي درپي به" بلبر" مي رسيم با عبور ماشين از ميان باغهاي گردو و انار با اين روستا هم وداع مي گوييم به راه خود ادامه مي دهيم تا اينكه روستاي" ژيوار"را در دست چپ خود يعني در دامنه ي كوههاي كوسالان مي بينيم اگر دقيق تر بگويم در آن طرف ديگر رودخانه سيروان . در كنار رودخانه هميشه خروشان سيروان راه را ادامه مي دهيم تا به روستاي" سلين" مي رسيم لازم به ذكر است گردو و انار و انگور اين روستاها ( روستاهاي مناطق اورامان ) از نابترين و بي نظير ترين ميوه هاي نوع خود در استان است و حتي صادراتي هم از آنها به كل مناطق سطح كشور انجام مي شود . بعد از" سلين" روستاي " عباس آباد" را نيزدر آن طرف تر مي بينيم كه در همان رديف روستاي" ژيوار" است .هوا كم كم تاريك مي شود در ميان تاريكي هوا به روستاي" نووين" مي رسيم از اينجا به بعد راه زيادي باقي نمانده است تا اينكه بعد از 3 ساعت از روستاي" كماله" به قهو خانه هاي" دري به ر" مي رسيم اين قهو خانه ها در 150 متري آب معدني بل و در بين روستاي" ناو" و "هجيج" قرار دارد بعد از تسويه حساب با راننده تويوتا به قهوخانه هميشگي خود يعني كاك محمد مي ريم او هم با آن مهمان نوازي هميشگي خود از ما استقبال مي كند .
روستای اورامان تخت ------------->

روستای بلبر ------------->

بعد از صرف شام از چشمه بل اين معجزه خدايي ديدني مي كنيم و همچنين اندكي هم به رودخانه سيروان مي نگريم كه عده اي با قلاب مشغول ماهيگيري هستند همچنين در دو طرف چشمه بل كارخانه هاي آب معدني "كوسالان" و" بل" را مي بينيم . شب را در قهوه خانه خوابيديم .
صبح ساعت 4:30 از خواب بيدار شديم بعد از بستن كوله پشتي ساعت 5 به راه افتاديم قسمت هاي اول شيب زيادي داشتند تا اينكه به روستاي" ناو" رسيديم هوا كم كم روشن شد با عبور از روستا به بخش هاي بالاي آن رسيديم كه نماي زيبايي از" ناو" ديده مي شد همچنين كوههاي شاهو و رودخانه سيروان منظره را دو چندان زيبا كرده بودند به باغهاي زيباي انگور رسيديم و باغداران با آن عادت هميشگي خود از انگور بي نصيب مان نكردند آن هم چه انگوري . به هوار ( ييلاق )" سراجگاه" ، ييلاق روستاي" ناو" رسيديم هنوز ييلاق ها پر از مردم ییلاق نشین است و فعلا ماندگار هستند به سوي چشمه اين ييلاق حركت كرديم در كنار اين آب گواراي چشمه يك چايي سنتي هم دم كرديم و انگورهاي اهدايي ييلاق نشينان را بعد از شستشوي خورديم . بعد از يك ساعتي به راه خود ادامه داديم به ييلاق "گولي "، ييلاق روستاي "كل جي" رسيديم اين ييلاق نسبت به ييلاق هاي ديگر روستاييان ییلاق نشین كمي دارد . راه خود را همچنان ادامه مي دهيم كوههاي تته و تخت سان در دست چپ و كوههاي كوسالان در دست راست و كوههاي شاهو هم در پشت سرمان منظره اي را به وجود آورده است كه چشم آدمي را به وجد مي آورد كوههايي با هيبت و صلابتي عجيب همراه با سنگ هايي كه سردي و خشني آنها منطقه را صعب العبور كرده است . به ييلاق بسيار زيباي "ده ره ويان" ، ييلاق روستاهاي" سلين" و" بلبر" مي رسيم ييلاقي با باغهاي انبوه انار ، گردو و انگور كه عبور از ميان آنها روح و روان تازه اي به آدمي مي بخشد و بوي نان تازه اي كه زنان ييلاق نشين مشغول پخت آن هستند همچون رايحه گل هاي بهار اين هواي پاييزي را خوشبو كرده است . با عبور از اين ييلاق هم به ييلاق" شيره دره" ، ييلاق روستاي" بلبر" مي رسيم لازم به ذكر است كه بعضي روستاها در دو ييلاق هم ساكن هستند .در حدودهاي ساعت 1 بعداظهر به ييلاق" هورامان "، ييلاق روستاي" اورامان تخت" مي رسيم تصميم بر آن داريم كه نهار را در اين ييلاق صرف كنيم دو الي سه چشمه اي در ييلاق وجود دارد ما هم در كنار چشمه اي در زير سايه ي درختان باغ هاي گردو كوله پشتي ها را بر زمين مي اندازيم دختر بچه زيبايي در كنار چشمه مرا متوجه خود مي كند كه بسيار خوشرو بود و عكسي هم از او گرفتم .
بعد از صرف نهار به طرف آخرين قسمت هاي راه حركت كرديم اين قسمت مقداری هم شن اسكي دارد .
با عبور از دامنه ي كوههاي زيباي" تته" و" تخت سان " به باغ هاي روستاي" كماله" نزديك مي شويم زيبايي اين باغ ها را نمي دانم چگونه توصيف كنم . ساعت 4:15 به روستاي كماله رسيديم و با گرفتن ماشين به طرف مريوان به راه افتاديم در آخر بر خود مي دانم از آقاي حامد جولاي رئيس تربيت بدني شهرستان مريوان به خاطر در اختيار قرار دادن ميني بوس تشكر كنم .
عکس های دیگر را با کلیک بر روی عنوان عکسها ببینید ------------------->
![]()
درختی خشکیده باغ های انگور دختر بچه
![]()